معمای زمان
معمای زمان
مسلما همه ی ما در مورد زمان اطلاعات بسیار کمی داریم برخلاف تصوراکثر مردم زمان کمیت ساده ای نیست و مطالب بسیاری از ان در پاره ای از ابهام است
مساله نسبیت سالها قبل توسط ائمه اطهار علیهم السلام به سادگی بیان شده است امام صادق(ع): زمان به ذاته وجود ندارد و فقط بر اثر احساسات ما برایمان موجودیت می یابد و برای ما عبارتست از فاصله بین دو واقعه
انشتین می گوید: زمان ، زمان نیست و شاید هم هر زمانی ، زمان نباشد
دنیای چهار بعدی
همه می دانیم که یک خط ریاضی خطی است که هیچ ضخامتی نداشته باشد اما در عمل چنین خطی وجود خارجی ندارد بنابراین یک صفحه ریاضی هم وجو خارجی ندارد و همه فرضیاتی هستند یک مکعب علاوه بر طول و عرض دارای ارتفاع هم می باشد اما در واقع تنها با داشتن طول و عرض و ارتفاع یک جسم نمی تواند وجود واقعی داشته باشد چرا که باید برای زمانی دوام داشته باشد جسمی که نتواند برای هیچ زمانی دوام داشته باشد وجود واقعی ندارد بنابراین ما در یک جهان چهار بعدی زندگی می کنیم که از ابعاد طول – عرض – ارتفاع – استمرار( زمان) اما از آن جهت که همواره به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه و به صورت یکنواخت در بعد چهارم یعنی زمان در حرکتیم این بعد را حس نمی کنیم برای درک بعد زمان فرض از کسی فیلمبرداری کرده ایم به این صورت روی هر تصویر از فیلم یک لحظه از زمان ثبت شده است حال اگر تصاویر فیلم را ببریم و قطعات بردیده شده را روی هم قرار دهیم یک فضا – زمان به دست می آید فضا – زمانی که دو بعد آن مربوط به فضا و یک بعد آن مربوط به زمان است بعد چهارم نیز برای مشخص کردن موقعیت ما در فضا لازم است هیچ تفاوتی بین زمان و فضا وجود ندارد جز اینکه ضمیر ما در جهت زمان به حرکت ادامه می دهد ما قبل از آنکه به حال فکر کنیم جزئ آینده است و به محض اینکه به آن توجه کردیم جزئ گذشته می شود حرکت ما در سه بعد طول ، عرض و ارتفاع اختیاری است ولی حرکت ما در زمان اجباری ، دائمی و بدون اراده است زمان مانند رودی است که نمی دانیم از کجا می آید و به کجا می رود ما همیشه در حال دور شدن از لحظه فعلی هستیم هیچ راهی وجود ندارد که حتی برای مدت کوتاهی از زمان عقب بمانیم همانطور که یک حیوان نمی تواند در هوا معلق بماند ولی بشر می تواند با یک بالون به بالا صعود کند پس چرا امید به حرکت ، شتاب ، عقبگرد روی بعد زمان را نداشته باشیم برای درک بعد چهارم باید حواس دیگری داشت در هر حال در جهان ما همچنانکه سه بعد فضا همیشه موجودند بعد زمان هم ههواره وجو دارد یعنی گذشته ، حال و آینده همواره حاضر است رد کردن وجود زمان گذشته و آینده مثل رد کردن وجود ارتفاع هزار متری برای کسی است که توانایی رسیدن به هزار متری را ندارد
تحقق آینده در علم خدا
زمان هم یکی از مخلوفات خداست و خداوند قبل از زمان موجود بوده و پس از فنای زمان هم باقی خواهد بود ما در این دنیا مانند شخصی هستیم که از ایتدای عمر در اتاقی که تنها یک پنجره ی کوچک به خارج دارد بدیهی است که اگر یک قطار از جلوی این پنجره عبور کند نمی تواند تمام قطار را یکباره ببیند بنابراین این شخص ناچار است برای مشاهده ی تمام قطار زمان قائل شوند یعنی واگن هایی که از برابرش عبور کرده اند گذشته ، واگن هایی که در حال حاضر می بیند حال و تعدادی که هنوز ندیده است آینده می پندارد اما کسی که در خارج از اتاق است می تواند با یک نگاه تمام قطار را بدون صرف زمان به یکباره ببیند. خداوند و کسانی که خارج از دنیا به سر می برند اینطورند و وقایع گذشته ، آینده را که برای ما وجود ندارند را موجود می بینند به همین دلیل است که خداوند وقایع قیامت را با فعل ماضی یاد می کند به عنوان نمونه==> سوره ی کهف آیات 48و 99 یا سوره ی تکویر
اگر یک بطری قرار ایت فردا بشکند از هم اکنون در محل شکسته است و مخصوصا از مدتها پبش شکسته بود و ما فقط در همان لحظه ای که بعد چهارم (زمان) اجازه می دهد آن را درک می کنیم
زمان به خودی خود وجد ندارد و همیشه بسته به کسی است که آن را به تصور در می آورد همیشه حال است نه گذشته ی مطلقی وجود دارد نه آینده ی مطلقی .
برگرفته از کتاب معمای زمان نویسنده: محمد رضا سرگلزایی ناشر:مولف
سرفصل های دیگر کتاب:
معراج پیامبراکرم (ص) و شکستن حصر زمان
سرگذشت عزیز پیامبر (ع) و اصحاب کهف نمونه هایی از قبض و بسط زمان
تفاوت تقویم زمانی در قران کریم
رابطه ی خواب و زمان
تقارن و همزمانی رویدادهاsynchronizita =
تصاویری از گذشته
نسبیت زمان طبق نظریه ی انشتین
مسافرت در زمان








